Friday, August 24, 2007

فردریش ویلهلم نیچه

يكصدو هفت سال پيش در چنيني روزي (24 اوت سال 1900 ميلادي ) فردريش ويلهم نيچه فيلسوف مشهور آلماني كه از مشهورترين عقايد وي نقد فرهنگ، دين و فلسفه امروزي بر مبناي سوالات بنياديني درباره بنیان ارزشها و اخلاق، بوده‌است درگذشت. نيچه دردوران تحصيل با آثار و نوشته هاي شوپنهاور آشنا شد و ازآنها تأثيرپذيرفت. اندیشه‌های فلسفی وی پیرامون فرهنگ ، دين و اخلاق بود.افکار، نوع زندگی و ژرفای اندیشه‌های وی چنان بکر و تازه بود که حتی تا مدتی بعد از مرگش برای فلاسفه و اندیشمندان اروپایی ناشناخته مانده بود.از مشهورترین آثار وی می‌توان چنين گفت زرتشت و فراسوي نيك و بد اشاره كرد. در كتاب چنيني گفت زرتشت مفهوم ابر انسان را مطرح کرد. نوشته‌های وی نوع سبک تازه در زبان آلمانی محسوب می‌شد. نوشته‌هایی در نهایت ژرفی و ایجاز، آمیخته با افکاری انقلابی که نیچه خود روش نوشتاری خویش را گزين گويي ها مي ناميد. بیشتر عمر خود را با انواع بیماریها درگیر بود به همین خاطر پس از مدتی از سمت استادی دانشگاه بازل بازنشسته شد و در اروپا به سیر و سفر پرداخت.وی سرانجام بعد از ده سال کش مکش با بیماری روانی که از ۱۸۸۹ آغاز شده بود در سال ۱۹۰۰ میلادی فوت نمود.
از آثار وي ،زایش تراژدی ،انسانی بیش از حد انسانی ،آواره و سایه‌اش ،سپیده‌دم ،حکمت شادان، فراسوي نيك و بد ، تبار شناسي اخلاق، غروب بتان يا فلسفيدن با پتك، چنين گفت زرتشت، (کتابی برای همه و هیچ کس) ،دَجّال (ضد مسیح) ،اینک انسان و ارادهٔ معطوف به قدرت را مي توان نام برد.

Wednesday, August 15, 2007

عشق

مگذار كه عشق به عادت دوست داشتن تبديل شود. عشق، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن ديگري نيست. پيوسته نو كردن خواستني است كه خود، پيوسته خواهان نو شدن است، و ديگرگون شدن. تازگي، ذات عشق است، و طراوت، بافت عشق، چگونه مي شود تازگي و طراوت را از عشق گرفت، و عشق، همچنان،‌عشق بماند؟

Wednesday, July 18, 2007

گزارش برگزاری باشگاه نجوم رشت – تیر 86

25 تیر، آخرین دوشنبه ی ماه چهاردهمین باشگاه نجوم رشت در مکان همیشگی باشگاه، سالن اجتماعات پارک علم و فناوری استان گیلان برگزار شد.
باشگاه ساعت 4.15 با اندکی تاخیر شروع به کار کرد و داوود همتی در بخش مفاهیم پایه ی اینبار برای حضار از علم کیهانشناسی، نجوم رصدی، تولید نور در ستارگان و .... صحبت کرد.
در این قسمت از برنامه های باشگاه که برای عموم مردم و افرادی که تازه با نجوم آشنا شده اند در نظر گرفته شده که در آن به توضیح مطالبی ابتدایی پرداخته می شود. این ماه درباره ی سازوکار تولید نور در ستارگان، علت چشمک زدن آنها در آسمان و مقایسه ی آن با سیارات که چشمک نمی زنند و مطالبی پیرامون نجوم رصدی پرداخته شد که مورد توجه قرار گرفت و طبق نظر سنجی انجام شده، شرکت کنندگان کیفیت این برنامه را بهتر از ماه پیشین می دانستند.
پس از آن راس ساعت چهار و چهل پنج دقیقه بابک سلطانی با بخش اخبار میزبان حاضرین در باشگاه بود. در بخش اخبار ایشان در سه بخش اهبار مربوط به فعالیت های فضایی، ستاره شناسی و اخبار داخلی برخی از خبر های مهم ماه گذشته را بررسی کردند. از جمله ی این اخبار می توان به موضوع طوفان مریخ و مشکلی بود که برای مریخ نورد فرصت پیش آمده. تلسکوپ بزرگ جزایر قناری نیز خبر ویژه ی این بخش بود. در بخش اخبار داخلی به نامه ی بابک امین تفرشی اشاره شد و به بحثی کوتاه پیرامون جامعه ی نجوم آماتوری ایران بسنده شد. طبق معمول این بخشی پر طرفدار در برنامه های باشگاه بود ، که شاید علت آن را بتوان در کمبود امکانات جامعه ی نجومی کشور در اطلاع رسانی به مردم عادی دانست که با علاقه اخبار جدید را دنبال می کنند ولی منبعی مطمئن برای بدست آوردن این اخبار ندارند.
پس از بخش اخبار آخرین برنامه ی قبل از استراحت و پذیرایی را مرتضی عمویی و مصطفی حسن پناه اجرا کردند که به توصیف و بررسی مهارت های رصدی می پرداخت، مهارت هایی که هم برای افراد تازه کار و هم برای آنها که مدتها ست نجوم کار می کنند بسیار مفید است؛ مانند استفاده از چشم بند، حبس کردن نفس در سینه، نگاه با گوش چشم و تکنیک هایی نظیر اینها. اکثر حاضرین از این برنامه راضی بودند.

پس از اتمام این برنامه و استراحتی کوتاه، شهاب فقیه زاده با "نجوم و فیزیک نظری" تریبون را در دست گرفتند. برنامه ی ایشان که قرار است به صورت چند بخش در باشگاه های ماه های بعد نیز ادامه یابد در واقع توضیح ارتباط تنگاتنگ بین نجوم و فیزیک است. توصیف برخی قوانین و معادلات فیزیکی که در دنیای ستاره شناسی و خصوصاً کیهانشناسی مورد استفاده قرار می گیرند. این ماه بحث این بخش، بیشتر پیرامون فلسفه ی علم فیزیک و ارتباط کلی آن با دنیای نجوم بود که در ماه های بعد نیز ادامه می یابد.

پس از باشگاه نیز سوال و جواب بین علاقه مندان و آقای فقیه زاده ادامه داشت و به نظر می رسد این برنامه به بخشی پرطرفدار در ماه های آینده مبدل شود.
علی طوافی پس از شهاب فقیه زاده آسمان مرداد را معرفی کرد. پدیده های آسمانی مرداد و وضعیت سیارات و همسایه های منظومه ایمان از بخش های این برنامه بود که آقای طوافی دقیق و جذاب همه را بررسی کرد تا پرطرفدار ترین بخش باشگاه این ماه باشد.
حسن ختام باشگاه این ماه نیز مانند باشگاه های قبل، نماهنگ نجومی بود که این ماه نیز پیمان مهدوی آن را تهییه کرده بود.
در باشگاه این ماه با همکاری بسیار دوستانه ی موسسه ی آسمان شب، برای اولین بار بخش بازارچه را به بخش های جنبی باشگاه اضافه شد که مورد استقبال قرار گرفت و همچنین، همانطور که پیش بینی می شد با شروع فصل تابستان تعداد افراد حاضر در باشگاه هم رشد خوبی داشت.

در کنار باشگاه خبرنامه ی باشگاه نجوم رشت هم بین شرکت کنندگان توزیع شد. این خبرنامه، نشریه ای است که در آن بخشی از اخبار گروه ها و فعالیت های آنها در کنار خلاصه ای از مقالات ارائه شده در باشگاه بعلاوه ی برخی اخبار روز نجومی در آن گنجاده می شود. همچنین به این خبرنامه یک برگه ی پرسشنامه نیز پیوست شده که حاضرین در باشگاه به بخش های مختلف باشگاه نمره ای تا 20 بدهند. نتایج بدست آمده از این قرار است:
بخش مفاهیم پایه: 18.50
بخش اخبار: 19
بخش مهارت های رصدی: 18
نجوم و فیزیک نظری: 18.50
آسمان مرداد: 19.50
که با توجه به این نمرات معدل کل باشگاه اینبار 18.70 بود، که نمره ی خوبی است.
در پایان یادآور می شویم که پانزدهمین باشگاه نجوم رشت، آخرین دونبه ی ماه بعد، راس ساعت 4 در مکان معمول برگزار می شود.
برای دریافت خبرنامه ی این ماه باشگاه نیز اینجا کلیک کنید.
باشگاه نجوم رشت
تیر 1386
گزارش: بابک سلطانی

Wednesday, July 11, 2007

معشوقه واقعي حافظ


محدم علی سپانلو
از زندگي خصوصي مشهورترين شاعر ايران، حافظ چه مي دانيم؟ تذکره هاي قديمي تنها کلياتي را تکرار کرده اند. در برخي موارد شعرهاي شاعر نشانه هايي از زندگي شخصي او دارد، اما شعر حافظ سربسته تر از آن است که آن نشانه ها را دريابيم. محمد گلندام جامع ديوان حافظ نيز در مقدمه خود به شيوه دوست و مرادش اطلاع مفيدي از حال و روز شاعر به دست نداده است، شايد خود لقب «گلندام» نشانه اي باشد از ذوق زيباپرست حافظ؛ اما اين نشانه ما را به کجا مي رساند؟ ما به کليدهايي احتياج داريم براي گشودن نشانه ها و اکنون يک کليد،خانم پروين دولت آبادي در کتاب کوچک شان «منظور خردمند» آن گاه که پرسش و پاسخ هاي شاعرانه ميان حافظ و جهان ملک خاتون شاعره هم عصرش را مقابله مي کند، راه هيجان انگيزي براي رسوخ به برخي از جنبه هاي مبهم زندگي حافظ را به ما نشان مي دهد؛ وقتي ببينيم که مصرع معروفي چون «يوسف گم گشته باز آيد به کنعان غم مخور» در اصل متعلق به جهان ملک خاتون است يا چندين مصرع ديگر که حافظ فقط در آن دستکاري استادانه کرده، ارزش آن راه پيشنهادي را بيشتر درمي يابيم. من خود پيش از آشنايي با اثر خانم دولت آبادي هنگام مطالعه کتاب «تاريخ ادبيات» بزرگ دکتر صفا به شخصيت اين بانوي شاعره ايراني که هفت قرن پيش ديواني حاوي بيش از ده هزار بيت شعر به يادگار نهاده کنجکاو شده بودم.سال ها پيش در بخش نسخه هاي خطي کتابخانه ملي پاريس موفق شدم چند ساعتي زير نظر مراقبان تنها نسخه موجود ديوان جهان ملک خاتون را تورق کنم و بعدها خيال چاپش را داشتم تا آنکه زنده ياد دکتر زرين کوب مرا آگاه کرد که يکي از دانشجويان او در کار تصحيح و چاپ همين ديوان است؛ اما در اين فاصله من نيز به سهم خود نکات ديگري يافتم. جهان خاتون از حافظ مسن تر است، در ايام جواني با هم ماجراها داشته اند، سپس به مدتي طولاني از هم جدا شده اند. بعدها جهان خاتون که خود ملک زاده شيراز است، به عقد ازدواج وزير کهنسال همان شهر درمي آيد. لابد شهرت حافظ باعث مي شود که با فرستادن غزل هايي از پايبندي خود به عشق ديرين ياد کند، اما حافظ رنجيده خاطر است و سرخورده و شايد اين همه گفت وگو را «آيين درويشي» نمي داند. پاسخ هاي حافظ دال بر آن است که دوره هيجان هاي جواني سپري شده، سن و سالي از او گذشته و ديگر به دلبستگي هاي اين جهاني توجهي ندارد. در بسياري از موارد هنگامي که حافظ از جهان پير و بي بنياد يا بي وفا سخن مي گويد اشاره او به «جهان» يعني تخلص جهان خاتون است. در آن مدت که ديوان دو شاعر را با هم مقابله مي کردم، ده ها غزل ديگر يافتم که در اثر خانم دولت آبادي به آنها اشاره نشده بود. فضل تقدم با او بود اما من نيز نکته ها کشف کردم. با کليد شعرهاي جهان خاتون درمي يابيم که مثلاً «سرو راست» در شعر حافظ نه تنها يک درخت بلکه موجود زنده اي است به نام رقيب. از آنجا که شعر جهان خاتون صريح تر و واقع گراتر است در روشنايي آن شماري از اسرار غزل هاي حافظ از خفا بيرون مي آيد. کشف ديگر اينکه در ديوان شاعره چندين شعر عاشقانه و بعد مرثيه اي براي «جوانبخت» نامي آمده است. دکتر صفا يادآوري مي کند که تنها جوانبختي که مي شناسيم دختر شوهر جهان خاتون بوده است و نتيجه مي گيرد که احتمالاً يک جوانبخت مردانه نيز وجود دارد، اما به نظر من دکتر صفا متوجه عشق هاي حرمسرا نبوده است به ويژه که تلميحات جهان خاتون يکسر «مردانه» است. اشاره حافظ به بي اخلاقي يا زندگي آزاد جهان خاتون همان که باعث شده عبيد زاکاني دشنام رکيکي حواله شاعره کند، تاييدي است بر اين دريافت. از آن سو شاعره از زهد ريايي حافظ خشمگين بوده است چون اخبار عيش و نوش شاعر را همه شهر مي دانسته اند. روزي در حضور وزير، حافظ غزلي مي خواند با مطلع «دردم از يار است و درمان نيز هم» که در مقطع آن از نوعي گوشه گيري و پناه بردن به جام باده سخن مي رود.جهان خاتون برمي آشوبد و في البداهه بيتي به همان وزن و قافيه در انتقاد از حافظ مي خواند؛ «بس کن اي حافظ از اين مي خوارگي/ مي ز تو بيزار و مستان نيز هم» و حافظ بي درنگ پاسخ مي دهد؛ «بر جهان کهنه ما هم بگذريم/ چون گدا بگذشت و سلطان نيز هم» که طعنه زيرکانه اي است به زندگي پرماجراي خاتون (رويدادي که خانم دولت آبادي از يک تذکره قديمي استخراج کرده است).به هر حال جهان خاتون يک پرسوناژ رمان است حتي الهام بخش تر از حافظ و مضمون روابط او و حافظ نيز مي تواند موضوع يک رمان تاريخي ايراني باشد به سبک امين مالوف يا حتي بارگاس يوسا. نگارش اين اثر را به رمان نويس هاي خودمان پيشنهاد مي کنم و اطلاعات بسياري را که جمع کرده ام به شايسته ترين شان مي دهم به شرط آنکه بدانند با چه زباني بايد نوشت، زيرا به نظر من بيشتر نويسندگان ما در تقليد شيوه هاي قديمي شکست خورده اند؛ يحتمل نوعي زبان روز بايد که در عين حال مارک روزگار ما را نداشته باشد.
مراجع؛ 1- منظور خردمند، پروين دولت آبادي، ناشر؛ گهر، سال 13672- ديوان کامل جهان ملک خاتون، به کوشش دکتر پوراندخت کاشاني راد و دکتر کامل احمدنژاد، انتشارات زوار، سال 1374
منبع: روزنامه ی شرق

Saturday, April 7, 2007

مزاحم

خراب شد. همه ی برنامه های آخر فروردین خراب شد. رصد، شب یوری، روز نجوم و ...
یه مزاحم تلفنی هم به همه ی این چیزها اضافه شده. امروز رفتم مخابرات سند همرام نبود نتونستم فورم پر کنم باید فردا دوباره برم(اینم شده قوز بالا قوز)
از ایما یک فرم گرفتم برای استخدام در سازمان زمین شناسی باید تا فردا بفرستمش. 25-26 این ماه هم باید کارت بگیرم برای امتحانش واسه همین بقییه ی برنامه هام همه بهم می خوره احتمالاً نمی دونم شاید. تا بعد ببینم چی میشه.

Wednesday, February 28, 2007

لبخندی دیگر

لبانم را به تو می سپارم
در این غبار سکوت معنای تنهایی
دستانم را به تو می سپارم
در این درد
در این ناجوانمرد خانه ی وجود مردم
در این بند سه آسایشگاه روانی
در این پیکر تنها
***
وجود آرام
در بلندای دریا
در آرامشی پس از طوفان
در نگاه تو میان جام و چشمانت
***
بالا می دهم
به سلامتی چشمانت
دومی به دهانت
سومی به لبانت
و می رویم و می رویم تا آشیانه ی مردار که در مستی چون فانوس راهنما ماند
لیکن باور مکن، که راهنمای اصلی، همانا سوگندمان است
آخری به سلامتی من
و همه به سلامتی همه تو
***
در این درد آنچه تسلایم می دهد
لحظه ی شادی ات است
گرچه در خفا
و آنچه شادمانه، شکرانه را واجب می کند بر جام
لبانت است که مستی خویش را
دو زمان به سر می رساند
دومی پس از سال
***
در آرزوی شادیت، شعف چشمانت، لبانم را بر می دارم
اشکت، صفای جانم را به حریقی تند خاکستر می کند
***
لبخندی دگر بزن
لبخندی دگر بزن

پ.ن: علیرضا اسپهبد درگذشت

Wednesday, February 21, 2007

هنر من و نگهبان های زندان!

یه خبر داغ
حسابی داغ
شهرام جزایری فرار کرده. جداً جالبه
جزایری با اختلاس میلیاردی از زندان فرار کرده. یعنی چی؟ مگه نگهبان ها مرده بودند؟ مگه الکیه؟ ما هم که بچه ایم. مثل بچه آدم به همین راحتی باور می کنیم.
بگذریم. دیشب خیلی حال داد. داشتم می رفتم با ساناز بیرون دو تا نوار و یه سی دی گرفتم
یه سی دی نوری برای سانی و دو تا نوار "حسن و خانم حنا" ؛ یه نوار قدیمی از سری قصه گو. روایت ایرانی از جک و لوبیای سحرآمیز توصیه می کنم بگیرید و گوشش کنید جداً زیباست آدم رو یاد دوران بچه گیش می ندازه . از این سری کارا اگه می تونین شازده کوچولو، خروس زری پیرهن پری و ... رو بگیرین. باز از دوران بچگی برای اطرافیان که بچه ی کوچیک دارن شخصاً هنگامه یاشار و داستان جنگل رو هم پیشنهاد می کنم.
بسه برسیم به بقییه ی چیزا
دیشب تلسکوپ هشت اینچ رو نصب کردم و از ماه کلی عکس گرفتم. بسیار لذت بخش بود. عالی بود. ولی بعد رفتم فیلم رو جمع کنم زدم فیلم رو از تو حلقش در آوردم. مجبور شدم الان ببرم بدم عکاسی که تو تاریک خونه درستش کنه
فعلبا همین
تا بعد

Tuesday, February 20, 2007

باشگاه نجوم بهمن ماه رشت

دو تا پست با یک تاپیک این هم از هنرهای ماست.

همون طور که بابک هم گفت دیروز باشگاه نجوم رشت برگزار شد و بهتر از همیشه هم بود ولی من کلی حرص خوردم. چرا؟ آخه بابک اینقدر طولش داد و اینقدر حرف زد که 20 دقیقه گذشته بود و فقط 3 تا خبر خونده بود. ولی خب به هر حال بخش اخبار نجومی اش خیلی عالی بود. خیلی عالی.
اول ها که رفته بود بالا یه یکی دو باری منو نگاه کرد ولی بعد دیگه نگاهش تو جمعیت گم شد طرف ما نمی پلکید که بهش بگم بسه بابا زود تر برو خبر بعدی زیاد توضیح میدی. ولی بعد از اینکه آقای همتی اون نوشته رو بهش داد موتورش راه افتاد. خبر های رو یکی یکی بدون اینکه طولش بده، تموم کرد.
بعد که اومد پایین و بعد از چند دقیقه اومد پیشم نشست من و مونا و شیده هوس میست بازی کردیم آقا گوشی اش خاموش بود. ای کاش یادش نمی آوردن گوشی من بیچاره رو گرفت رفت زنگ بزنه پین کدش رو بگیره 2 ساعت حرف زد نمی دونم به کجاها غیر خونشون زنگ زد. آخه 2 ساعت.....
تازه بعد از تموم شدن باشگاه هم بخاطر اخبار خوبش از آقای همتی یک آبمیوه و کیک هم جایزه گرفت که همش رو خودمون خوردیم.
نکته: در باشگاه دیروز بر خلاف معمول آبمیوه سرو نشد. من همینجا شدیداً به این موضوع اعتراض می کنم. یعنی چی...؟
برنامه ی آقای خوشبین فر هم بد نبود ولی حیف که تصویر نداشتیم و بیچاره آقای خوشبین فر که خیلی دوست داشت همه قطعه فیلمی رو که مد نظرش هست ببینن مجبور شد مونیتور لپ تاپ باشگاه رو برگردونه طرف جمعیت. هیچکی ندید ولی من دیدم. از توی مونیتور دوربین فیلمبرداری به خوبی مشخص بود.

در کل باشگاه دیروز بهتر از قبل بود.
باشگاه که تعطیل شد اومدیم بیرون که بریم خونه هلال ماه زیبایی انتظارمون رو می کشید. جدا زیبا بود. سعی کردم با دوربین فیلمبرداری ازش عکس بگیرم، دو تا عکس گرفتم ولی خب خیلی خوب نشد گرچه بابک می گفت خوبه. به هر حال از هیچ بهتره.
واااای بسه چقدر نوشتم
فعلا تا بعد

باشگاه نجوم بهمن ماه رشت

ما دیگه از این به بعد وبلاگ رو مرتب به روز می کنیم
دیروز باشگاه نجوم بود و من مسئول اخبار بودم. تا زه سه تا خبر رو گفته بودم(از بیست و پنج تا ) که آقای همتی(دبیر باشگاه) اومد روی تریبون یه کاغذ گذاشت. وسط حرفام ورش داشتم و خودندم."شما 2 دقیقه دیگر وقت دارید " البته منظورشون 2 دقیقه ی دیگر " بود. من رو دارین خشکم زد حرفم قطع شد همه انگار یهو داشتن فکر می کردن مگه چی شده!!!
چی بگم به هر حال مجبور شدم هر بیست و دو تا خبر بعد رو تند تند بگم به نظر خودم خیلی خوب نشد ولی بازهم 20 تا 25 دقیقه طول کشید. آخرش هم اینقدر خواستم سریع تموم کنم که اصلا یادم رفت از دو نفر از دوستان که کمکم کرده بودن برای تهیه ی اخبار تشکر کنم که همینجا از این دوستان متشکرم. خانم سوزنکار و آقای سیماب، ممنون.
وقتی داشتم می یومدم پایین برم سر جام بشینم یه نظر آقای همتی رو دیدم و فقط تونستم بگم"ببخشید دیگه تکرار نمیشه"
همین بعد اومدم دیدم جام پره، هرچی دنبال جای خالی گشتم پیدا نکردم مجبور شدم سرپا بمونم. اینم از عاقبت کار ارائه دادن تو باشگاه.
گرچه چون پین کد گوشیم رو فراموش کرده بودم مجبور شدم بیام از سالن بیرون و با گوشی یکی از دوستان به خونه زنگ بزنم وسط حرف یهو آقای همتی اومد. باز معذرت خواهی کردم ولی طرف انگار اصلا ناراحت نشده بود فقط به شوخی اخطار کرد که دفعه ی بعد وقتم رو کم می کنه البته اینم احتمالا برای این بود که بگه مثلا 5 دقیقه کلا وقت داری که من تو 30 دقیقه تمومش کنم.
به هر حال باشگاه نجوم دیروز رشت خیلی بهتر از دفعات قبل بود. بی تعارف بگم دو بخش اخبار(که خودم بودم) و برنامه ی آقای خوشبین فر در مورد تابش کیهانی و نظریات مربوط به اون خیلی مورد استقبال قرار گرفت. امیدوارم باشگاه نجوم رشت روز به روز بهتر بشه.

فعلا همین
وبلاک شخصی منم که دیگه معرفی نداره ببینیدش

Wednesday, January 24, 2007

شبانه

عشق پرواز محبت است
آنگاه که سر به زیر افکنده ایی
در آبی بی انتهای آسمانی، چنین بلند پرواز می کنی

آری
عشق، پرواز است
شوق بوسیدن لبان، آنسان که پس از تنهایی
یک عمر تنهایی
یک عمر تنهایی، یکدیگر را می یابند

عشق انسان است
انسان و انسانیت است

عشق خود، همه، زندگی است
زندگی، زندگی

پروازی ژرف

اعماق را به یاد بسپار

Saturday, January 20, 2007

آغاز

در ستایش دستها
این نخستین نماز آفرینش نیست،
آرامشی را در اندیشه ام
که از راستی و روشنایی
روایت کند
و این که ای اردیبهشت سرود ساز!
خشنودی خرد را بر این برهنگان تشنه بباران،
که یکسره چشمپای روزان و روندگانند
اینان
خداوند گارانند