Wednesday, July 18, 2007

گزارش برگزاری باشگاه نجوم رشت – تیر 86

25 تیر، آخرین دوشنبه ی ماه چهاردهمین باشگاه نجوم رشت در مکان همیشگی باشگاه، سالن اجتماعات پارک علم و فناوری استان گیلان برگزار شد.
باشگاه ساعت 4.15 با اندکی تاخیر شروع به کار کرد و داوود همتی در بخش مفاهیم پایه ی اینبار برای حضار از علم کیهانشناسی، نجوم رصدی، تولید نور در ستارگان و .... صحبت کرد.
در این قسمت از برنامه های باشگاه که برای عموم مردم و افرادی که تازه با نجوم آشنا شده اند در نظر گرفته شده که در آن به توضیح مطالبی ابتدایی پرداخته می شود. این ماه درباره ی سازوکار تولید نور در ستارگان، علت چشمک زدن آنها در آسمان و مقایسه ی آن با سیارات که چشمک نمی زنند و مطالبی پیرامون نجوم رصدی پرداخته شد که مورد توجه قرار گرفت و طبق نظر سنجی انجام شده، شرکت کنندگان کیفیت این برنامه را بهتر از ماه پیشین می دانستند.
پس از آن راس ساعت چهار و چهل پنج دقیقه بابک سلطانی با بخش اخبار میزبان حاضرین در باشگاه بود. در بخش اخبار ایشان در سه بخش اهبار مربوط به فعالیت های فضایی، ستاره شناسی و اخبار داخلی برخی از خبر های مهم ماه گذشته را بررسی کردند. از جمله ی این اخبار می توان به موضوع طوفان مریخ و مشکلی بود که برای مریخ نورد فرصت پیش آمده. تلسکوپ بزرگ جزایر قناری نیز خبر ویژه ی این بخش بود. در بخش اخبار داخلی به نامه ی بابک امین تفرشی اشاره شد و به بحثی کوتاه پیرامون جامعه ی نجوم آماتوری ایران بسنده شد. طبق معمول این بخشی پر طرفدار در برنامه های باشگاه بود ، که شاید علت آن را بتوان در کمبود امکانات جامعه ی نجومی کشور در اطلاع رسانی به مردم عادی دانست که با علاقه اخبار جدید را دنبال می کنند ولی منبعی مطمئن برای بدست آوردن این اخبار ندارند.
پس از بخش اخبار آخرین برنامه ی قبل از استراحت و پذیرایی را مرتضی عمویی و مصطفی حسن پناه اجرا کردند که به توصیف و بررسی مهارت های رصدی می پرداخت، مهارت هایی که هم برای افراد تازه کار و هم برای آنها که مدتها ست نجوم کار می کنند بسیار مفید است؛ مانند استفاده از چشم بند، حبس کردن نفس در سینه، نگاه با گوش چشم و تکنیک هایی نظیر اینها. اکثر حاضرین از این برنامه راضی بودند.

پس از اتمام این برنامه و استراحتی کوتاه، شهاب فقیه زاده با "نجوم و فیزیک نظری" تریبون را در دست گرفتند. برنامه ی ایشان که قرار است به صورت چند بخش در باشگاه های ماه های بعد نیز ادامه یابد در واقع توضیح ارتباط تنگاتنگ بین نجوم و فیزیک است. توصیف برخی قوانین و معادلات فیزیکی که در دنیای ستاره شناسی و خصوصاً کیهانشناسی مورد استفاده قرار می گیرند. این ماه بحث این بخش، بیشتر پیرامون فلسفه ی علم فیزیک و ارتباط کلی آن با دنیای نجوم بود که در ماه های بعد نیز ادامه می یابد.

پس از باشگاه نیز سوال و جواب بین علاقه مندان و آقای فقیه زاده ادامه داشت و به نظر می رسد این برنامه به بخشی پرطرفدار در ماه های آینده مبدل شود.
علی طوافی پس از شهاب فقیه زاده آسمان مرداد را معرفی کرد. پدیده های آسمانی مرداد و وضعیت سیارات و همسایه های منظومه ایمان از بخش های این برنامه بود که آقای طوافی دقیق و جذاب همه را بررسی کرد تا پرطرفدار ترین بخش باشگاه این ماه باشد.
حسن ختام باشگاه این ماه نیز مانند باشگاه های قبل، نماهنگ نجومی بود که این ماه نیز پیمان مهدوی آن را تهییه کرده بود.
در باشگاه این ماه با همکاری بسیار دوستانه ی موسسه ی آسمان شب، برای اولین بار بخش بازارچه را به بخش های جنبی باشگاه اضافه شد که مورد استقبال قرار گرفت و همچنین، همانطور که پیش بینی می شد با شروع فصل تابستان تعداد افراد حاضر در باشگاه هم رشد خوبی داشت.

در کنار باشگاه خبرنامه ی باشگاه نجوم رشت هم بین شرکت کنندگان توزیع شد. این خبرنامه، نشریه ای است که در آن بخشی از اخبار گروه ها و فعالیت های آنها در کنار خلاصه ای از مقالات ارائه شده در باشگاه بعلاوه ی برخی اخبار روز نجومی در آن گنجاده می شود. همچنین به این خبرنامه یک برگه ی پرسشنامه نیز پیوست شده که حاضرین در باشگاه به بخش های مختلف باشگاه نمره ای تا 20 بدهند. نتایج بدست آمده از این قرار است:
بخش مفاهیم پایه: 18.50
بخش اخبار: 19
بخش مهارت های رصدی: 18
نجوم و فیزیک نظری: 18.50
آسمان مرداد: 19.50
که با توجه به این نمرات معدل کل باشگاه اینبار 18.70 بود، که نمره ی خوبی است.
در پایان یادآور می شویم که پانزدهمین باشگاه نجوم رشت، آخرین دونبه ی ماه بعد، راس ساعت 4 در مکان معمول برگزار می شود.
برای دریافت خبرنامه ی این ماه باشگاه نیز اینجا کلیک کنید.
باشگاه نجوم رشت
تیر 1386
گزارش: بابک سلطانی

Wednesday, July 11, 2007

معشوقه واقعي حافظ


محدم علی سپانلو
از زندگي خصوصي مشهورترين شاعر ايران، حافظ چه مي دانيم؟ تذکره هاي قديمي تنها کلياتي را تکرار کرده اند. در برخي موارد شعرهاي شاعر نشانه هايي از زندگي شخصي او دارد، اما شعر حافظ سربسته تر از آن است که آن نشانه ها را دريابيم. محمد گلندام جامع ديوان حافظ نيز در مقدمه خود به شيوه دوست و مرادش اطلاع مفيدي از حال و روز شاعر به دست نداده است، شايد خود لقب «گلندام» نشانه اي باشد از ذوق زيباپرست حافظ؛ اما اين نشانه ما را به کجا مي رساند؟ ما به کليدهايي احتياج داريم براي گشودن نشانه ها و اکنون يک کليد،خانم پروين دولت آبادي در کتاب کوچک شان «منظور خردمند» آن گاه که پرسش و پاسخ هاي شاعرانه ميان حافظ و جهان ملک خاتون شاعره هم عصرش را مقابله مي کند، راه هيجان انگيزي براي رسوخ به برخي از جنبه هاي مبهم زندگي حافظ را به ما نشان مي دهد؛ وقتي ببينيم که مصرع معروفي چون «يوسف گم گشته باز آيد به کنعان غم مخور» در اصل متعلق به جهان ملک خاتون است يا چندين مصرع ديگر که حافظ فقط در آن دستکاري استادانه کرده، ارزش آن راه پيشنهادي را بيشتر درمي يابيم. من خود پيش از آشنايي با اثر خانم دولت آبادي هنگام مطالعه کتاب «تاريخ ادبيات» بزرگ دکتر صفا به شخصيت اين بانوي شاعره ايراني که هفت قرن پيش ديواني حاوي بيش از ده هزار بيت شعر به يادگار نهاده کنجکاو شده بودم.سال ها پيش در بخش نسخه هاي خطي کتابخانه ملي پاريس موفق شدم چند ساعتي زير نظر مراقبان تنها نسخه موجود ديوان جهان ملک خاتون را تورق کنم و بعدها خيال چاپش را داشتم تا آنکه زنده ياد دکتر زرين کوب مرا آگاه کرد که يکي از دانشجويان او در کار تصحيح و چاپ همين ديوان است؛ اما در اين فاصله من نيز به سهم خود نکات ديگري يافتم. جهان خاتون از حافظ مسن تر است، در ايام جواني با هم ماجراها داشته اند، سپس به مدتي طولاني از هم جدا شده اند. بعدها جهان خاتون که خود ملک زاده شيراز است، به عقد ازدواج وزير کهنسال همان شهر درمي آيد. لابد شهرت حافظ باعث مي شود که با فرستادن غزل هايي از پايبندي خود به عشق ديرين ياد کند، اما حافظ رنجيده خاطر است و سرخورده و شايد اين همه گفت وگو را «آيين درويشي» نمي داند. پاسخ هاي حافظ دال بر آن است که دوره هيجان هاي جواني سپري شده، سن و سالي از او گذشته و ديگر به دلبستگي هاي اين جهاني توجهي ندارد. در بسياري از موارد هنگامي که حافظ از جهان پير و بي بنياد يا بي وفا سخن مي گويد اشاره او به «جهان» يعني تخلص جهان خاتون است. در آن مدت که ديوان دو شاعر را با هم مقابله مي کردم، ده ها غزل ديگر يافتم که در اثر خانم دولت آبادي به آنها اشاره نشده بود. فضل تقدم با او بود اما من نيز نکته ها کشف کردم. با کليد شعرهاي جهان خاتون درمي يابيم که مثلاً «سرو راست» در شعر حافظ نه تنها يک درخت بلکه موجود زنده اي است به نام رقيب. از آنجا که شعر جهان خاتون صريح تر و واقع گراتر است در روشنايي آن شماري از اسرار غزل هاي حافظ از خفا بيرون مي آيد. کشف ديگر اينکه در ديوان شاعره چندين شعر عاشقانه و بعد مرثيه اي براي «جوانبخت» نامي آمده است. دکتر صفا يادآوري مي کند که تنها جوانبختي که مي شناسيم دختر شوهر جهان خاتون بوده است و نتيجه مي گيرد که احتمالاً يک جوانبخت مردانه نيز وجود دارد، اما به نظر من دکتر صفا متوجه عشق هاي حرمسرا نبوده است به ويژه که تلميحات جهان خاتون يکسر «مردانه» است. اشاره حافظ به بي اخلاقي يا زندگي آزاد جهان خاتون همان که باعث شده عبيد زاکاني دشنام رکيکي حواله شاعره کند، تاييدي است بر اين دريافت. از آن سو شاعره از زهد ريايي حافظ خشمگين بوده است چون اخبار عيش و نوش شاعر را همه شهر مي دانسته اند. روزي در حضور وزير، حافظ غزلي مي خواند با مطلع «دردم از يار است و درمان نيز هم» که در مقطع آن از نوعي گوشه گيري و پناه بردن به جام باده سخن مي رود.جهان خاتون برمي آشوبد و في البداهه بيتي به همان وزن و قافيه در انتقاد از حافظ مي خواند؛ «بس کن اي حافظ از اين مي خوارگي/ مي ز تو بيزار و مستان نيز هم» و حافظ بي درنگ پاسخ مي دهد؛ «بر جهان کهنه ما هم بگذريم/ چون گدا بگذشت و سلطان نيز هم» که طعنه زيرکانه اي است به زندگي پرماجراي خاتون (رويدادي که خانم دولت آبادي از يک تذکره قديمي استخراج کرده است).به هر حال جهان خاتون يک پرسوناژ رمان است حتي الهام بخش تر از حافظ و مضمون روابط او و حافظ نيز مي تواند موضوع يک رمان تاريخي ايراني باشد به سبک امين مالوف يا حتي بارگاس يوسا. نگارش اين اثر را به رمان نويس هاي خودمان پيشنهاد مي کنم و اطلاعات بسياري را که جمع کرده ام به شايسته ترين شان مي دهم به شرط آنکه بدانند با چه زباني بايد نوشت، زيرا به نظر من بيشتر نويسندگان ما در تقليد شيوه هاي قديمي شکست خورده اند؛ يحتمل نوعي زبان روز بايد که در عين حال مارک روزگار ما را نداشته باشد.
مراجع؛ 1- منظور خردمند، پروين دولت آبادي، ناشر؛ گهر، سال 13672- ديوان کامل جهان ملک خاتون، به کوشش دکتر پوراندخت کاشاني راد و دکتر کامل احمدنژاد، انتشارات زوار، سال 1374
منبع: روزنامه ی شرق