Wednesday, February 28, 2007

لبخندی دیگر

لبانم را به تو می سپارم
در این غبار سکوت معنای تنهایی
دستانم را به تو می سپارم
در این درد
در این ناجوانمرد خانه ی وجود مردم
در این بند سه آسایشگاه روانی
در این پیکر تنها
***
وجود آرام
در بلندای دریا
در آرامشی پس از طوفان
در نگاه تو میان جام و چشمانت
***
بالا می دهم
به سلامتی چشمانت
دومی به دهانت
سومی به لبانت
و می رویم و می رویم تا آشیانه ی مردار که در مستی چون فانوس راهنما ماند
لیکن باور مکن، که راهنمای اصلی، همانا سوگندمان است
آخری به سلامتی من
و همه به سلامتی همه تو
***
در این درد آنچه تسلایم می دهد
لحظه ی شادی ات است
گرچه در خفا
و آنچه شادمانه، شکرانه را واجب می کند بر جام
لبانت است که مستی خویش را
دو زمان به سر می رساند
دومی پس از سال
***
در آرزوی شادیت، شعف چشمانت، لبانم را بر می دارم
اشکت، صفای جانم را به حریقی تند خاکستر می کند
***
لبخندی دگر بزن
لبخندی دگر بزن

پ.ن: علیرضا اسپهبد درگذشت

No comments: